خلاصه داستان: سریال کلاغ داستان مردی میانسال را روایت میکند که دیوانهوار عاشق دختری جوان و پرشور میشود. این عشق آتشین او را به سمت تاریکیهای پنهان زندگی و رازهایی خطرناک میکشاند. مرد که در ابتدا به دنبال نور و شور جوانی است، به تدریج در باتلاقی از حسادت، گذشتههای تاریک و تصمیمات سرنوشتساز گرفتار میشود.
خلاصه داستان: این مجموعه اقتباسی است از داستان اصلی، مجموعهای از افسانههای عامیانه خاورمیانهای. داستان در سه زمان و مکان متفاوت روایت میشود: اول، زمان حال در تهران دوم، زمان حال در استانبول، ترکیه و سوم، زمانی باستانی در جهانی به نام «دنیای خیال». دنیای خیال، جهانی موازی با زمان حال است و این دو دنیا بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند.
خلاصه داستان: محبوبه و ایرج پس از سالها کار سخت و پسانداز، سرانجام خانهای مناسب برای خرید پیدا میکنند تا زندگی تازهای برای خود و دو فرزندشان پروانه و پرهام بسازند. اما این خانه معمولی به تدریج رازهای بسیاری را فاش میکند و آرامش خانواده را برهم میزند. محبوبه در نقش مادر خانواده با چالشهای عاطفی و اجتماعی روبرو میشود و ایرج نیز درگیر تصمیمهای دشوار میگردد.
خلاصه داستان: داستان از یک مثلث عشقی ممنوعه آغاز میشود که سه شخصیت اصلی را درگیر میکند. مردی میانسال با گذشته سنگین، پسری جوان که عاشق زنی با سن بالاتر شده و زنی که برای رسیدن به اهداف شخصیاش حاضر است همه چیز را به هم بریزد.
خلاصه داستان: میگن هیچکس یه شبه پولدار نمیشه؛ حرفیه برای دلخوشی آدمایی که هنوز به پول نرسیدن!
منصور پس از شکست های مالی و بحران های خانوادگی، در مقطعی از زندگی باید تصمیمی سخت و غیر اخلاقی بگیرد تا نجات پیدا کند؛ انتخاب های تازه، روابط پیچیده و ماجراهایی پیش بینی نشده، مسیر زندگی منصور را به کلی تغییر می دهد.
خلاصه داستان: داستان سریال در تهران قدیم رخ میدهد و روایتگر زندگی دختری به نام محبوبه، از خانوادهای اعیان و ثروتمند است. محبوبه عاشق رحیم، شاگرد ساده و فقیر نجاری در محلهشان میشود. او با وجود مخالفت شدید خانوادهاش، خواستگاران متعدد خود را رد میکند و برای عشقش با رحیم میجنگد. اما همانطور که چرخ گردون همیشه بر وفق مراد نمیچرخد، محبوبه نیز با واقعیتهای تلخ زندگی و اختلافات عمیق طبقاتی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: ۱۹ مهر سال ۵۶ اومد تو زندگیم. تاسیان یعنی چی؟ -یعنی غصه، یعنی دق، اگه یک روزی تو رندگیم نباشی، اون حالی که من میشم تاسیانه ! داستان سریال در دهه پنجاه شمسی، یکی از مهمترین و متلاطمترین دورههای تاریخ ایران، میگذرد.
خلاصه داستان: در سریال آبان : آبان یک نخبه هوش مصنوعی است که الگوریتمی را برای سرمایه گذاری و کسب سود در بازارهای مالی طراحی کرده است. اما با سرمایه گذار پیشینش به مشکل برخورده و حالا بایستی بدهی چند میلیاردی اش را به سرعت تسویه کند، در غیر این صورت به زندان خواهد افتاد....
خلاصه داستان: معلمی به نام علی بهاریان و با نام هنری سهراب بهاریان در رشته نمایشنامهنویسی تحصیل کرده و حالا پس از سالها بیکاری به تازگی در یک مدرسه به عنوان معلم ادبیات مشغول به کار شدهاست.