خلاصه داستان: معلمی به نام علی بهاریان و با نام هنری سهراب بهاریان در رشته نمایشنامهنویسی تحصیل کرده و حالا پس از سالها بیکاری به تازگی در یک مدرسه به عنوان معلم ادبیات مشغول به کار شدهاست.
خلاصه داستان: «زخم کاری»، سریالی نوآر و اجتماعی با داستانی پر فراز و نشیب و ملتهب است که اولین تجربه سریال سازی «محمدحسین مهدویان»، کارگردان سرشناس آثار محبوبی همچون «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» و «لاتاری» در شبکه نمایش خانگی می باشد. از بازیگران این سریال می توان به «جواد عزتی»، «رعنا آزادی ور»، «هانیه توسلی»، «سعید چنگیزیان»، «الهه حصاری»، «عباس جمشیدی فر» و «مهدی زمین پرداز» اشاره کرد. «- من عاشق زمستونای اینجام. قشنگ نیست؟ -قشنگه ولی سختی داره ...»
خلاصه داستان: در مورد تعدادی از زنان یک کارتل مواد مخدر تصمیم به فرار و مهاجرت میگیرند و در این مسیر برای فرار از صاحب کارشان میبایست از سد او گذر کنند...
خلاصه داستان: در سریال گردن زنی : داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسیشان است که با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.
خلاصه داستان: «زخم کاری»، سریالی نوآر و اجتماعی با داستانی پر فراز و نشیب و ملتهب است که اولین تجربه سریال سازی «محمدحسین مهدویان»، کارگردان سرشناس آثار محبوبی همچون «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» و «لاتاری» در شبکه نمایش خانگی می باشد. از بازیگران این سریال می توان به «جواد عزتی»، «رعنا آزادی ور»، «هانیه توسلی»، «سعید چنگیزیان»، «الهه حصاری»، «عباس جمشیدی فر» و «مهدی زمین پرداز» اشاره کرد. «- من عاشق زمستونای اینجام. قشنگ نیست؟ -قشنگه ولی سختی داره ...»
خلاصه داستان: همایون و ارغوان در آستانه ازدواج، قربانی خیانتی هولناک می شوند. همایون پشت دیوارهای زندان برای انتقام از سامان لحظه شماری می کند که مرگ از راه می رسد. آرشام یکتا متولد می شود. دختری به نام صحرا کنارش قرار می گیرد تا مسیر انتقام از خائنان برای آرشام هموار شود.
خلاصه داستان: هنگامه 25 سال سنش است که با یک بحران بزرگی مواجه شده است. برادر کوچکتر او (دانیال)، به دنبال نزاعی در گذشته در آستانه قصاص قرار دارد. هنگامه هر کاری می کند تا بتواند مبلغ مورد نظر اولیا دم را فراهم نماید…
خلاصه داستان: میثم که تنها وارث تاج و تخت مالک است، در پی انتقام از قاتل اوست. در این میان، نبود مالک بهانه ای می شود برای ورود طلوعی، تنها حامی قدرتمند هولدینگ ریزآبادی به آنجا برای سروسامان دادن به اوضاع...اما این تمام حقیقت نیست!