خلاصه داستان: در فیلم دوزیست، درباره داستان پسری به نام عطا است که با پدرش در جنوب شهر زندگی میکند. همسایه عطا با معرفی دختری به او، میخواهد که به مدت چند روز به او اجازه ماندن در خانهشان را بدهد و این شروع دردسرهای عطاست.
خلاصه داستان: در فیلم کوزوو ،معدنچیا میگن: هرچی بیشتر دنبال الماس بگردی، کمتر پیداش میکنی. به عقیده اونا، الماسه که آدمشو پیدا میکنه. اونه که تصمیم میگیره دست کی بیوفته و رو انگشت کی بشینه…
خلاصه داستان: فیلم دسته دختران ، مقاومت و ایثار زنان در روزهای پرتلاطم ابتدایی جنگ را به تصویر کشیده و با بازسازی تصاویر زنده و مستند از نبرد خانه به خانه خرمشهر، اولین تصویر سینمایی با نگاه زنانه از آن مقاومت را خلق کرده است و…
خلاصه داستان: فیلم بی صدا حلزون ، روایت مادری کمشنوا است که علیرغم مخالفت همسر سابقش که او هم ناشنوا است، سعی دارد برای فرزندش عمل کاشت حلزون انجام دهد تا او بتواند به مدرسه کودکان عادی برود و آیندهای متفاوت داشته باشد اما…
خلاصه داستان: در فیلم مغز استخوان ، بهار، پسرش پیام دچار سرطان شده و دکترها همه راهها را رفته و هیچ راهی برای درمان این بچه غیر از استفاده از بانک خون بند ناف نیافتهاند و این در حالیست که بهار از همسرش جدا شده و با همسر فعلیش حسین(بابک حمیدیان) زندگی میکند. از طرفی پدر پیام به جرم قتل و تجاوز تا یک ماه دیگر اعدام میشود. بهار نهایتاً برای به دنیا آوردن بچه جدید مجبور میشود علیرغم میل قلبی خود و همسرش از همسرش جدا بشود تا بتواند با پدر پیام ازدواج کند و…
خلاصه داستان: در فیلم زالاوا ، زالاوا در اواخر دهه 1350 خورشیدی روی میدهد و راوی اتفاقی است که باعث ترس مردم شده و رئیس پاسگاه تلاش میکند تا امنیت را به روستا بازگرداند. مردم روستای زالاوا ادعا میکنند که دوباره جن به روستایشان زده است. استوار احمدی، رئیس پاسگاه عقیده دارد زالاواییها توهم زدهاند. او برای بررسی مسئله و دیدار با ملیحه بهورز خانه بهداشت به آنجا میرود اما متوجه میشود آمردان، جنگیر معروف به ده آمده تا مراسم جنگیری برگزار کند. استوار که گمان میکند آمردان شارلاتان است با او درگیر میشود اما در مواجهه با آمردان و روستاییان، گرفتارمیشود و جان خود و معشوقهاش مورد تهدید قرار میگیرد…
خلاصه داستان: داستان فیلم ابلق ساخته نرگس آبیار به این صورت روایت شده میشود که برای یک زن که در حاشیه شهری بزرگ با همسر و فرزندش زندگی میکند، ماجرایی رقم میخورد...
خلاصه داستان: داستان فیلم تفریق ساخته مانی حقیقی در مورد فرزانه (ترانه علیدوستی) مردی را در اتوبوس شهری می بیند که شباهت زیادی به شوهرش، جلال (نوید محمدزاده) دارد، او را تا ساختمانی ناآشنا تعقیب میکند. در آنجا، او می بیند که ساکنان به او سلام می کنند که گویی او را می شناسند و از خیابان تماشا می کند که او وارد آپارتمانی می شود تا با زن دیگری ملاقات کند.