خلاصه داستان: یک سریال موسیقی و معمایی است که با انتشار قسمت اول، به سرعت تبدیل به یکی از محبوبترین برنامههای VOD تبدیل شد. با استفاده از فرهنگ و محتوای ایرانی، این برنامه بازسازی شد و تلاش دارد تا مخاطبان را با چالشهای جذاب و شگفتیآوری که ارائه میدهد، سرگرم کند.
خلاصه داستان: ۱۹ مهر سال ۵۶ اومد تو زندگیم. تاسیان یعنی چی؟ -یعنی غصه، یعنی دق، اگه یک روزی تو رندگیم نباشی، اون حالی که من میشم تاسیانه ! داستان سریال در دهه پنجاه شمسی، یکی از مهمترین و متلاطمترین دورههای تاریخ ایران، میگذرد.
خلاصه داستان: در این نبرد خندهدار، کمدینها با شوخیهایشان به رینگ بوکس میروند. برنامهای کمدی و مسابقهای، به کارگردانی و تهیه کنندگی سعید پاک و با اجرای مجید واشقانی، محصول سال ۱۴۰۳ ایران است.
خلاصه داستان: عالیجناب شخصی بسیار متمول و ثروتمند که در طول دوران کاری خود به افراد زیادی کمک کرد و به آنها راه و روش زندگی کردن را آموخته و سعی می نمود تا مسیر زندگی درست را به همگی نشان دهد ولی پس از مدتی فوت میکند و خانواده مدت ها در غم از دست دادن او عزادار بودند که پسر بزرگ وصیت نامه ای از پدرش پیدا میکند که در آن خواسته شده تا بعد از مرگش تمامی اعضای خانواده دور هم جمع شوند تا بازی خانوادگی و مخصوص خودشان به نام عالیجناب را بازی کنند تا وفاداری به خانواده را تمرین کرده و همچنین بتوانند دست خائنین را رو کنند. پسر نیز به وصیت پدر عمل کرد و از اعضای خانواده دعوت کرد تا به عمارت قدیمی عالیجناب بیایند تا در کنار هم بازی کنند.
خلاصه داستان: در سریال آبان : آبان یک نخبه هوش مصنوعی است که الگوریتمی را برای سرمایه گذاری و کسب سود در بازارهای مالی طراحی کرده است. اما با سرمایه گذار پیشینش به مشکل برخورده و حالا بایستی بدهی چند میلیاردی اش را به سرعت تسویه کند، در غیر این صورت به زندان خواهد افتاد....
خلاصه داستان: بازیکنان در این سناریو به دو گروه شهروند و مافیا تقسیم می شوند. ساحره در گروه مافیا هر شب یک شهروند را انتخاب می کند،در صورتی که شهروند انتخاب شده ابلیتی دار باشد،ابلیتی بر روی خودش اجرا می شود. خبرچین جاسوس تیم مافیا است و کدخدا اگر او را بیدار کند به عنوان شهروند بیدار می شود. کارآگاه هر شب استعلام می گیرد . استعلام دن مافیا همیشه منفی است.
خلاصه داستان: زنی به اسم فرشته که دکتر زنان و زایمان قهاری است، با مردی به اسم رضا که به ظاهر شوهر اوست زندگی می کند. این دو هیچ ارتباظی با هم ندارند. بعد از یک مهمانی که در خانه ی فرشته برگزار می شود مرجان همسایه ی تازه اش که در مهمانی حضور داشته کم می شود. پلیس این پرونده را به گم شدن دو زن دیگر و پیدا شدن جنازه ی دختری مربوط می کند و سعی می کند دنبال سرنخی بگردد که این پرونده ها را آشکارا به هم وصل کند و آن ها را به قاتل و رباینده برساند.