خلاصه داستان: در فیلم سگ بند ، درباره دو برادر که پس از مرگ پدرشان برسر مسائل مالی به مشکلاتی میخورند ، برادری که فکر میکند میتواند برادر کوچک خود را از اعتیاد نجات دهد خودش در دام خلاف می افتد و...
خلاصه داستان: داستان فیلم بدون قرار قبلی در مورد دختری به نام یاسمن است که پس از سالها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار میکند. یاسمین شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشتهاست باعث تعجب او میشود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را میشناسند او را به درک تازهای از انسان و مفهوم مرگ میرساند.
خلاصه داستان: در فیلم بخارست ، جلیل و جلال دو برادرند که یکی در تاکسی اینترنتی و دیگری در استخری به نام بخارست کار میکند. جلیل قصد دارد با پیج اینستاگرامی اش کسب درآمد کند، از این رو دست به گرفتن ویدئوهای دوربین مخفی خطرناک میزند. یکی از این دوربین مخفیها که در استخر گرفته شده، او را در مخمصه بزرگی گرفتار میکند که منجر میشود وارد دردسرهایی شوند..
خلاصه داستان: فیلم دسته دختران ، مقاومت و ایثار زنان در روزهای پرتلاطم ابتدایی جنگ را به تصویر کشیده و با بازسازی تصاویر زنده و مستند از نبرد خانه به خانه خرمشهر، اولین تصویر سینمایی با نگاه زنانه از آن مقاومت را خلق کرده است و…
خلاصه داستان: «جزیره فضایی»، ماجرای امید و ادامه فیلم «تورنا2» است که در مسطح فضایی تیانا جا مانده و به خاطر علاقه اش به دختر پادشاه تیانا قصد برگشت ندارد.
خلاصه داستان: فیلم بی صدا حلزون ، روایت مادری کمشنوا است که علیرغم مخالفت همسر سابقش که او هم ناشنوا است، سعی دارد برای فرزندش عمل کاشت حلزون انجام دهد تا او بتواند به مدرسه کودکان عادی برود و آیندهای متفاوت داشته باشد اما…
خلاصه داستان: فیلم تورقوزآباد ، درباره ی میلاد یک دانشجوی رشته ی کشاورزی است که در مصاحبه ای خود را به عنوان دانشمند هستهای معرفی میکند و همین باعث شروع دردسرهایی برایش میشود...
خلاصه داستان: در خانه مادربزرگ همه خانواده دور هم جمع شدهاند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه داماد خانواده که به دلیل سفر در این مهمانی حضور نداشته سر زده میرسد و شمش طلایش را میخواهد که چندین وقت پیش به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته بود. آنها با یک گشتن ساده متوجه نبود شمش طلا میشوند. این ماجرا آغازگر تنشی بزرگ در بین اعضای خانواده است. تمام افرادی که حضور دارند انگیزههایی برای برداشتن شمش طلا دارند و به مرور بحران پیچیدهتر میشود و…
خلاصه داستان: در فیلم مغز استخوان ، بهار، پسرش پیام دچار سرطان شده و دکترها همه راهها را رفته و هیچ راهی برای درمان این بچه غیر از استفاده از بانک خون بند ناف نیافتهاند و این در حالیست که بهار از همسرش جدا شده و با همسر فعلیش حسین(بابک حمیدیان) زندگی میکند. از طرفی پدر پیام به جرم قتل و تجاوز تا یک ماه دیگر اعدام میشود. بهار نهایتاً برای به دنیا آوردن بچه جدید مجبور میشود علیرغم میل قلبی خود و همسرش از همسرش جدا بشود تا بتواند با پدر پیام ازدواج کند و…