خلاصه داستان: ویژه برنامه نوروزی TNT با اجرای حامد آهنگی در شب سال نو و در طول ایام عید مسابقه بزرگ و پرچالشی را برای بینندگان به نمایش می گذارد. بخش های مختلف و پرهیجان این برنامه شامل اجرای زندهی موسیقی، گفتگو و چالش های جذاب با حضور هنرمندان، خوانندگان و ورزشکاران خواهد بود. از جمله چهره های شاخص و محبوب TNT جواد یساری، امید حاجیلی، مسعود صادقلو، علیرضا بیرانوند، عباس جمشیدی فر، یوسف تیموری و… هستند.
خلاصه داستان: در مسابقه چیدمانه قرار است که ورزشکاران و بازیگران مطرح سینما در رقابتی جدید به طراحی دکوراسیون در این مسابقه بپردازند که لیلا اوتادی به عنوان مجری در این مسابقه نیز حضور دارد.
خلاصه داستان: فیلم مغزهای کوچک زنگ زده ، شاهین، شکور و شهروز سه برادر هستند که در یک حلبی آباد زندگی می کنند. شکور که برادر بزرگتر است سردسته باند مواد مخدر می باشد. این باند علاوه بر تولید مواد مخدر با دادن مکان زندگی برای کودکان بی سرپرست آنها را برای عضویت در این باند آماده می کند. پلیس ها به مخفیگاه این گروه حمله کرده و شکور را دستگیر می کنند و این موقعیت مناسبی برای شاهین می باشد که سرپرست جدید این باند مواد مخدر باشد...
خلاصه داستان: «شب های مافیا»، گیم شوی جذابی است که در آن یک قاتل سریالی به نام «زودیاک»، شهروندان و مافیای سیسیل را هدف قرار می دهد. در این برنامه محمد بحرانی نقش گرداننده بازی را بر عهده دارد.
خلاصه داستان: پدر گواردیولا موضوعی اجتماعی و درام دارد که قصه یک خانواده را روایت میکند که اتفاقی موجب دگرگونی روابطشان میشود و سرنوشت مسیر متفاوتی برایش رقم میزند...
خلاصه داستان: در فیلم ملاقات خصوصی ، دختری به نام پروانه (پریناز ایزدیار) پدرش به زندان افتاده و برادرش ایمان، که زمانی در مسابقات مردان آهنین جولان میداده حالا یک بدهکار فراری است. او در عطاری پدرش کار میکند و با پدرش در زندان بهطور مخفیانه در ارتباط است. این ارتباط مخفیانه از طریق گوشی یکی از همبندان پدرش یعنی شخصی به اسم فرهاد (هوتن شکیبا) صورت میگیرد. فرهاد و پروانه گهگاه بخاطر برخی مسائل بایکدیگر حرفهای کوتاهی میزنند و در نهایت فرهاد عاشق پروانه میشود و از او میخواهد که به ملاقاتش بیاید و زندگی این دو نفر به یکدیگر گره میخورد و این تازه شروع ماجرا و اتفاقات است...
خلاصه داستان: داستان فیلم بدون قرار قبلی در مورد دختری به نام یاسمن است که پس از سالها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار میکند. یاسمین شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشتهاست باعث تعجب او میشود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را میشناسند او را به درک تازهای از انسان و مفهوم مرگ میرساند.