خلاصه داستان: فیلم قهرمان ، رحیم که به خاطر پرداخت بدهی به باجناقش در زندان به سر میبرد، طی یک مرخصی دو روزه در تلاش است با پرداخت بخشی از بدهی رضایت شاکیاش را به دست آورد. اما هیچ چیز آن طور که باید پیش نمیرود و...
خلاصه داستان: در فیلم دوزیست، درباره داستان پسری به نام عطا است که با پدرش در جنوب شهر زندگی میکند. همسایه عطا با معرفی دختری به او، میخواهد که به مدت چند روز به او اجازه ماندن در خانهشان را بدهد و این شروع دردسرهای عطاست.
خلاصه داستان: در فیلم کوزوو ،معدنچیا میگن: هرچی بیشتر دنبال الماس بگردی، کمتر پیداش میکنی. به عقیده اونا، الماسه که آدمشو پیدا میکنه. اونه که تصمیم میگیره دست کی بیوفته و رو انگشت کی بشینه…
خلاصه داستان: در فیلم سگ بند ، درباره دو برادر که پس از مرگ پدرشان برسر مسائل مالی به مشکلاتی میخورند ، برادری که فکر میکند میتواند برادر کوچک خود را از اعتیاد نجات دهد خودش در دام خلاف می افتد و...
خلاصه داستان: در فیلم بخارست ، جلیل و جلال دو برادرند که یکی در تاکسی اینترنتی و دیگری در استخری به نام بخارست کار میکند. جلیل قصد دارد با پیج اینستاگرامی اش کسب درآمد کند، از این رو دست به گرفتن ویدئوهای دوربین مخفی خطرناک میزند. یکی از این دوربین مخفیها که در استخر گرفته شده، او را در مخمصه بزرگی گرفتار میکند که منجر میشود وارد دردسرهایی شوند..
خلاصه داستان: فیلم دسته دختران ، مقاومت و ایثار زنان در روزهای پرتلاطم ابتدایی جنگ را به تصویر کشیده و با بازسازی تصاویر زنده و مستند از نبرد خانه به خانه خرمشهر، اولین تصویر سینمایی با نگاه زنانه از آن مقاومت را خلق کرده است و…
خلاصه داستان: «جزیره فضایی»، ماجرای امید و ادامه فیلم «تورنا2» است که در مسطح فضایی تیانا جا مانده و به خاطر علاقه اش به دختر پادشاه تیانا قصد برگشت ندارد.
خلاصه داستان: فیلم بی صدا حلزون ، روایت مادری کمشنوا است که علیرغم مخالفت همسر سابقش که او هم ناشنوا است، سعی دارد برای فرزندش عمل کاشت حلزون انجام دهد تا او بتواند به مدرسه کودکان عادی برود و آیندهای متفاوت داشته باشد اما…
خلاصه داستان: فیلم تورقوزآباد ، درباره ی میلاد یک دانشجوی رشته ی کشاورزی است که در مصاحبه ای خود را به عنوان دانشمند هستهای معرفی میکند و همین باعث شروع دردسرهایی برایش میشود...
خلاصه داستان: در خانه مادربزرگ همه خانواده دور هم جمع شدهاند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه داماد خانواده که به دلیل سفر در این مهمانی حضور نداشته سر زده میرسد و شمش طلایش را میخواهد که چندین وقت پیش به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته بود. آنها با یک گشتن ساده متوجه نبود شمش طلا میشوند. این ماجرا آغازگر تنشی بزرگ در بین اعضای خانواده است. تمام افرادی که حضور دارند انگیزههایی برای برداشتن شمش طلا دارند و به مرور بحران پیچیدهتر میشود و…