خلاصه داستان: فیلم تورقوزآباد ، درباره ی میلاد یک دانشجوی رشته ی کشاورزی است که در مصاحبه ای خود را به عنوان دانشمند هستهای معرفی میکند و همین باعث شروع دردسرهایی برایش میشود...
خلاصه داستان: در خانه مادربزرگ همه خانواده دور هم جمع شدهاند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه داماد خانواده که به دلیل سفر در این مهمانی حضور نداشته سر زده میرسد و شمش طلایش را میخواهد که چندین وقت پیش به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته بود. آنها با یک گشتن ساده متوجه نبود شمش طلا میشوند. این ماجرا آغازگر تنشی بزرگ در بین اعضای خانواده است. تمام افرادی که حضور دارند انگیزههایی برای برداشتن شمش طلا دارند و به مرور بحران پیچیدهتر میشود و…
خلاصه داستان: در فیلم مغز استخوان ، بهار، پسرش پیام دچار سرطان شده و دکترها همه راهها را رفته و هیچ راهی برای درمان این بچه غیر از استفاده از بانک خون بند ناف نیافتهاند و این در حالیست که بهار از همسرش جدا شده و با همسر فعلیش حسین(بابک حمیدیان) زندگی میکند. از طرفی پدر پیام به جرم قتل و تجاوز تا یک ماه دیگر اعدام میشود. بهار نهایتاً برای به دنیا آوردن بچه جدید مجبور میشود علیرغم میل قلبی خود و همسرش از همسرش جدا بشود تا بتواند با پدر پیام ازدواج کند و…
خلاصه داستان: در فیلم زالاوا ، زالاوا در اواخر دهه 1350 خورشیدی روی میدهد و راوی اتفاقی است که باعث ترس مردم شده و رئیس پاسگاه تلاش میکند تا امنیت را به روستا بازگرداند. مردم روستای زالاوا ادعا میکنند که دوباره جن به روستایشان زده است. استوار احمدی، رئیس پاسگاه عقیده دارد زالاواییها توهم زدهاند. او برای بررسی مسئله و دیدار با ملیحه بهورز خانه بهداشت به آنجا میرود اما متوجه میشود آمردان، جنگیر معروف به ده آمده تا مراسم جنگیری برگزار کند. استوار که گمان میکند آمردان شارلاتان است با او درگیر میشود اما در مواجهه با آمردان و روستاییان، گرفتارمیشود و جان خود و معشوقهاش مورد تهدید قرار میگیرد…
خلاصه داستان: در فیلم یقه سفیدها : پسری که سالها از پدرش بی خبر است، به یکباره متوجه میشود پدرش از مسئولین بالا رتبه است و تصمیم میگیرد وارد زندگی یقه سفیدها شود…
خلاصه داستان: داستان فیلم ابلق ساخته نرگس آبیار به این صورت روایت شده میشود که برای یک زن که در حاشیه شهری بزرگ با همسر و فرزندش زندگی میکند، ماجرایی رقم میخورد...
خلاصه داستان: داستان فیلم تفریق ساخته مانی حقیقی در مورد فرزانه (ترانه علیدوستی) مردی را در اتوبوس شهری می بیند که شباهت زیادی به شوهرش، جلال (نوید محمدزاده) دارد، او را تا ساختمانی ناآشنا تعقیب میکند. در آنجا، او می بیند که ساکنان به او سلام می کنند که گویی او را می شناسند و از خیابان تماشا می کند که او وارد آپارتمانی می شود تا با زن دیگری ملاقات کند.