خلاصه داستان: تارا در آستانه گرفتن تصمیمی است که همسرش بهرام از آن بی خبر است؛ تصمیمی که قرار است مسیر زندگی این زوج را دستخوش تغییراتی کند و همین دستمایهای میشود تا فیلم داستان گذشته، حال و آیندهی رابطهی تارا و بهرام را روایت کند؛ گذشته، حال و آیندهای که چون رویایی در هم تنیدهاند.
خلاصه داستان: فیلم مطرب ، این فیلم در واقع بیانگر داستان زندگی یک خواننده کاباره ای است که در آستانه تبدل شدن به یک ستاره است که با وقوع انقلاب 57 دوران اوجش افول می کند . او که معروفیت کافی برای تبدیل شدن به خواننده لس آنجلسی را ندارد ناچاراً به خوانندگی مجالس روی می آورد تا اینکه شانس در خانه اش را می زند …
خلاصه داستان: فیلم پیشونی سفید 3 ، در قسمت جدید سه گانه پیشونی سفید، ماجرا با به دام افتادن پیشونی سفید توسط اختاپوس آغاز میشود و در این قسمت، قهرمان داستان یعنی میمون (با بازی ارسلان قاسمی) به جنگ اختاپوس می رود اما…
خلاصه داستان: فیلم کلوپ همسران ، داستان سه مرد متمول و اصطلاحا «زن ذلیل» را روایت میکند که برای فرار از دست همسرانشان به همراه یک خواننده زیرزمینی پاپ به جزیره کیش متواری شده و نقشه ربوده شدن خود را میکشند؛ غافل از آن که ماجراهایی پر پیچ و خم درانتظارشان است…
خلاصه داستان: شهرزاد دانشجوی پزشکی و فرهاد دانشجوی ادبیات و روزنامهنگار عاشق هم هستند و میخواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق میافتد. پدران این دو از افراد گوشبهفرمان شخصی متنفذ به نام بزرگآقا هستند. همه خوشحالاند بهجز پدر شهرزاد که میلی به این ازدواج ندارد...
خلاصه داستان: پدر گواردیولا موضوعی اجتماعی و درام دارد که قصه یک خانواده را روایت میکند که اتفاقی موجب دگرگونی روابطشان میشود و سرنوشت مسیر متفاوتی برایش رقم میزند...
خلاصه داستان: «پرونده باز است»، با اقتباس از پرونده قتلی در دهه 80، ماجرای نوجوانی را روایت می کند که به خاطر عشق و عاشقی در یک درگیری دوست خود را به قتل می رساند و باید منتظر حکم دادگاه بماند.
خلاصه داستان: پیکولو جزیرهای جادوییست که در آن موجودات عجیب، غریب و بامزهای زندگی میکنند. هرچند وقت یکبار مهمان تازهای در پیکولو سقوط میکند و با داستانها و چالشهای مختلف روبرو میشود.
خلاصه داستان: «هاتف» و «حاتم» دو برادر از یک خانواده سرشناس ساکن سیاهرود هستند. حاتم پسر ارشد خانواده دلداده پرستار بچهاش، «مارال» است. در حالی که هنوز ابهامات زیادی در رابطه با سرنوشت زن سابقش در میان اهالی سیاهرود وجود دارد. مارال میفهمد جان برادرش در خطر است. حاتم در پی کمک به مارال و پیگیری ماجرا متوجه میشود داستان برادر او به برادر کوچک خودش هاتف که چند سالی است به تهران مهاجرت کرده، گره خورده است. با بازگشت هاتف به سیاهرود، دو برادر درگیر موقعیت پیچیده عاشقانهای میشوند كه خروج از آن ممكن است آنها را تا مرزهای غریبی از عشق و نفرت بكشاند...