خلاصه داستان: این مجموعه اقتباسی است از داستان اصلی، مجموعهای از افسانههای عامیانه خاورمیانهای. داستان در سه زمان و مکان متفاوت روایت میشود: اول، زمان حال در تهران دوم، زمان حال در استانبول، ترکیه و سوم، زمانی باستانی در جهانی به نام «دنیای خیال». دنیای خیال، جهانی موازی با زمان حال است و این دو دنیا بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند.
خلاصه داستان: میگن هیچکس یه شبه پولدار نمیشه؛ حرفیه برای دلخوشی آدمایی که هنوز به پول نرسیدن!
منصور پس از شکست های مالی و بحران های خانوادگی، در مقطعی از زندگی باید تصمیمی سخت و غیر اخلاقی بگیرد تا نجات پیدا کند؛ انتخاب های تازه، روابط پیچیده و ماجراهایی پیش بینی نشده، مسیر زندگی منصور را به کلی تغییر می دهد.
خلاصه داستان: برنامه «انجمن اشباح» با اجرای محمدرضا علیمردانی، گروهی از شرکتکنندگان را در فضایی تاریک و مرموز به چالش میکشد. هر قسمت، بازیکنان با لباسهای شبحوار، در بازی مافیایی شرکت میکنند که رازهای پنهان و خیانتها را آشکار میکند. حقیقت پشت چهره شبح پنهان مانده و شرکتکنندگان باید با استراتژی و دروغ، شهروندان را از مافیاها جدا کنند. با عناصر طنز و تعلیق، هر قسمت به کشف هویتهای جعلی و حذفهای دراماتیک ختم میشود و مخاطب را تا آخر با ابهام و هیجان همراه میکند.
خلاصه داستان: یک شو کمدی مستقل با تمرکز بر اجراهای زنده است که ابوطالب با سبک خاص خود، به مسائل روزمره، اجتماعی و ورزشی میپردازد. در این برنامه که در ۱۳ قسمت و با حضور ۵۰۰ تماشاگر واقعی ضبط شده، حسینی با روایتهای شخصی، بداههپردازی هوشمندانه و شوخیهای کنایهآمیز، مخاطبان را به خنده وامیدارد.
خلاصه داستان: داستان سریال در تهران قدیم رخ میدهد و روایتگر زندگی دختری به نام محبوبه، از خانوادهای اعیان و ثروتمند است. محبوبه عاشق رحیم، شاگرد ساده و فقیر نجاری در محلهشان میشود. او با وجود مخالفت شدید خانوادهاش، خواستگاران متعدد خود را رد میکند و برای عشقش با رحیم میجنگد. اما همانطور که چرخ گردون همیشه بر وفق مراد نمیچرخد، محبوبه نیز با واقعیتهای تلخ زندگی و اختلافات عمیق طبقاتی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: سریال «اجل معلق» داستان داوود (رضا عطاران) و دوستش غلام (عباس جمشیدیفر) را روایت میکند که در کارخانه ریختهگری کار میکنند، اما به دلیل تغییر کاربری کارگاه به بلورسازی و نداشتن تخصص، اخراج میشوند. داوود با مشکلات متعددی مثل بیکاری، بدهی، و مهمانهای ناخوانده روبهرو میشود که فشار روانی او را شدت میبخشد. عادل تبریزی با شخصیتپردازی قوی و طنز هوشمندانه، این موقعیتهای تلخ را به کمدی تبدیل کرده و همذاتپنداری مخاطب را جلب میکند. در اوج داستان، اجل معلق (بهزاد خلج) در بدترین لحظه ظاهر میشود و سکانس پایانی با تصادف داوود، کنجکاوی برای ادامه داستان را برمیانگیزد. سریال با شروع قوی و پایان جذاب، مخاطب را برای قسمتهای بعدی مشتاق نگه میدارد.