خلاصه داستان: سریال «اجل معلق» داستان داوود (رضا عطاران) و دوستش غلام (عباس جمشیدیفر) را روایت میکند که در کارخانه ریختهگری کار میکنند، اما به دلیل تغییر کاربری کارگاه به بلورسازی و نداشتن تخصص، اخراج میشوند. داوود با مشکلات متعددی مثل بیکاری، بدهی، و مهمانهای ناخوانده روبهرو میشود که فشار روانی او را شدت میبخشد. عادل تبریزی با شخصیتپردازی قوی و طنز هوشمندانه، این موقعیتهای تلخ را به کمدی تبدیل کرده و همذاتپنداری مخاطب را جلب میکند. در اوج داستان، اجل معلق (بهزاد خلج) در بدترین لحظه ظاهر میشود و سکانس پایانی با تصادف داوود، کنجکاوی برای ادامه داستان را برمیانگیزد. سریال با شروع قوی و پایان جذاب، مخاطب را برای قسمتهای بعدی مشتاق نگه میدارد.
خلاصه داستان: مسابقهای است که ۱۶ هنرمند در قالب تیمهایی با موضوعات و توانمندیهای خود به رقابت میپردازند. هر تیم با تمرین و طراحی پرفورمنسهای خلاقانه، روی صحنه میرود تا مخاطبان و داوران را تحت تأثیر قرار دهد. رقابتها پر از طنز، بداههپردازی و لحظات غیرمنتظره است. چالشها از استندآپ کمدی تا اجراهای گروهی متنوع است و هر قسمت با حذف یک تیم، هیجان را به اوج میرساند. این برنامه، ترکیبی از سرگرمی و نمایش استعدادهای هنری است که تماشاگران را میخکوب میکند.
خلاصه داستان: مسابقهای است که ۱۶ هنرمند در قالب تیمهایی با موضوعات و توانمندیهای خود به رقابت میپردازند. هر تیم با تمرین و طراحی پرفورمنسهای خلاقانه، روی صحنه میرود تا مخاطبان و داوران را تحت تأثیر قرار دهد. رقابتها پر از طنز، بداههپردازی و لحظات غیرمنتظره است. چالشها از استندآپ کمدی تا اجراهای گروهی متنوع است و هر قسمت با حذف یک تیم، هیجان را به اوج میرساند. این برنامه، ترکیبی از سرگرمی و نمایش استعدادهای هنری است که تماشاگران را میخکوب میکند.
خلاصه داستان: در ابن سریال، قنبر و صنم، زوجی روستایی، با دخترشان هدیه زندگی آرامی دارند تا اینکه قنبر از طریق اینستاگرام با دکتری قلابی آشنا میشود. او معتقد است نحسی روز عقدشان باعث مشکلاتشان شده و باید طلاق بگیرند و دوباره ازدواج کنند. پس از طلاق مخفیانه، تلاش برای آزار یکدیگر آغاز میشود، اما فرزندانشان مداخله میکنند و با وجود مخالفت برادر صنم، این دو دوباره به هم میپیوندند.